بين من و تو يک شعر ناتمام بود،

به راز يا به رويا

شعری که جسته گريخته از دست های من

يا چشمهای تو می آمد

هيچ که نماند از آن روزها

مگر شعر بين من و تو ....

که آن هم کنايه شد .

 

 

/ 0 نظر / 8 بازدید