پشت نرمی تاریک پلکت
پیر و کهنه می شوم.
روی خاموشی لب هایت
شعر نخوانده،
تکرار دست و لمس و خاطره می شوم.
هزار شمع روشن
هزار بهار
هزار دخیل
هزار شب پره

هزار دریغ مانده تادیدارت.

 

/ 0 نظر / 7 بازدید