ماهنی
۱۳۸٥/۳/٤
 

مرد رويا ،

مرد آرام ،

من به تنهايی ام وصله پينه ام .

من تکه تکه رگ های خشک بی نفس را

به ها ها کردن زمستان ،

سرخ

به دستت سپردم.

تو هم  رفتی،

ماه خاموش شد و

خورشيد به يقينم سوخت و آتش گرفت .

 

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]