خاطره هم می ميرد از بی حوصلگی اين روز بلند
آن وقت تو تعجب می کنی از من
که هزار بار پرسيدم :
ـ کجای قصه بود که تو ماندی و تو ؟
و تو .................. سر آخر يادم نيست،
آخر کدام چهارراه ،
راه کج کردی از من
من که فقط گناهم بلندی اين روز بود و همين .
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]