ماهنی
۱۳۸۳/٤/٩
 

خاطره هم می ميرد از بی حوصلگی اين روز بلند

آن وقت تو تعجب می کنی  از من

که هزار بار  پرسيدم :

ـ کجای قصه بود که تو ماندی و تو ؟

و تو .................. سر آخر يادم نيست،

 آخر کدام چهارراه ،

راه کج کردی از من

من که فقط گناهم  بلندی اين روز بود و همين .

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]