رنگ عوض کردم و
هزار پوست انداخته ام
حالا الاهه ی تمام نگاههای تو شدم
هزار قصه خواندم و تو فقط چند خوابت برد
حالا ياد گرفته ام چشم در چشمت ، نلرزم
هزار آبادی اين روزها که ميبينی ،
ويرانه ی شبهايی است که برف می باريد و من بودم و من .
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]