
او که دوستش می دارم،
شبيه تو نيست و شبيه هيچ کس نيست.
او که دوستش می دارم ،
مرد آرام،
تنگ گنگ روياهايم جا خوش کرده.
او که دوستش می دارم ،
لاله ی بلند کنار پنجره ام،
روز گرم آفتابی،
سفيدی ملحفه های هم خوابگی،
بودا ست و خورشيد است و اهوراست و
مزدا ست و
شبيه تو نيست،
شبيه هيچ کس نيست.
او که دوستش می دارم،
پروانه است،
سرگردان دشت به دشت.
لب هايش مهر و موم،
هيچ وقت نشنيدم دوستم می دارد،
لب هايش....
لب هايش
قرمز ماهی چهارپر سفره ی عيد مادرم
شبيه تو نيست و
شبيه هيچ کس نيست.
او که دوستت می دارم،
خالی هميشه ی يکی از دو صندلی خانه ام
مرا سخت ياد تو می اندازد.