ماهنی
۱۳۸٤/٤/۱٢
 

 

جای قدم هايت ، وقت رفتن

روی تنم مثل سرب داغ،

نه

مثل خط نوشته های غمگين پيامبران،

جای قدم هايت نرم

روی تنم، دست هايم

هست وقت رفتن ات.

رد پاهايت

لا به لای حرف هايم ، نگاه هايم

هست هنوز.

ناز آرام نگاهت

وسوسه ی حتی کوچکترين لبخند من است.

شوق دست در دستت داشتن

مثل کودکی ، مثل بی گناه بودن

در تنم زمزمه می شود مدام..

سرت را بالا بگير ،

من بزرگترين معشوقه ی زمين ام.

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]