ماهنی
۱۳۸۳/٩/٢٠
 

 

دست من و چوب سياه و سنگين  در .

اين در هم با تمام چوب و قفل و صدای سرد لولاهايش ،

به نور کمرنگ اتاق تو باز می شود.

به کاغذی که رويش می نويسی،

به ليوان چای و کوه بزرگ ته سيگارهايت.

به صدای گاه گاه سازت و

صدای کند هميشه ی نفس کشيدن هايت.

سنگينی حضورت و صدای کشيدن پاهايت،

وقتی به دنبال چيزی يا نوشته ای ،

حادثه ای يا خاطره ای می روی.

دستم مشت می شود که شايد صدای در .....

اين همه شب حيرانی چشم تو و نور بی رمق ماه  ،

اين هم امشب :

فاجعه ی من و سنگينی سرد و سياه اين در ....

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]