ماهنی
۱۳۸۳/٧/۱٦
 

(براي آيدين)

آمده بودم بگويم  خيالت از بابت تيله ها

و نمره ي رياضي که من امضا کردم جاي مادر راحت،

من چيزي به کسي نمي گويم.

آمده بودم بگويم گاهي جايت چه سبز است وقتي

شعر مي بارد از ذهنم.

آمده بودم بگويم اين کوچه ي دلم باريک است ،

بغض فرو نمي دهد پنداری .

آمده بودم بگويم که پدر گفت مرد شده ای .

آمده بودم بگويم آن همه ظرافت دستت.....؟

آمده بودم بگويم شرمنده ام هنوز بابت دوچرخه ي تازه ات که گم کردم .

آمده بودم بگويم سيگارم

روي شلوغي کتابخانه ات جا ماند آخرين لحظه.

 

آمده بودم بگويم،

نگرانم.



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]