به من گفته اند دنیا نوبت دارد
و به من گفته اند حالا نوبتِ او ست
به من گفته اند نگویم دستم را بگیر ، نگویم چشمهایت زیبا میخندند
نگویم با من بمان و نگویم شوقِ این قدم زدنها بیچاره کرد دلم را
به من گفته اند حالا نوبتِ توست....
دستم را بگیر و برای دلم بیشتر بخند
با آهنگ بی پایان این روزهایم با من برقص
.....
بخند و برقص و دستام را بگیر که
می ترسم از این صف و نوبت و دنیای عجیب