ماهنی
۱۳۸۸/٢/٢۱
نامه‌ها - یازده

 

 

بگذار این بار یک - دو خطی‌ از خودم بنویسم...

بگذار این بار تو نقطه ی آغاز هر چه می‌‌گویم، هر چه می‌‌خواهم ،

هر چه می‌‌نویسم نباشی‌ .

بگذار این بار از این همه درخت اقاقی بنویسم که باد ذره ذره

در سینه‌ام می‌‌کارد ، از این آفتاب که مهربان است بی‌ دریغ.

بگذار این بار از این کاغذ‌های سفید بنویسم ، همین‌ها که ذره ذره ام

سیا‌ه می‌‌کندشان و ورق به ورق تو جاری می‌‌شوی

بر سفیدی بی‌ خط و بی‌ حاشیه ی کاغذ‌ها و

بی‌ قرار تر ، اسیر تر بر جا می‌‌گذاری ام.

بگذار این بار از پنجره‌ای بنویسم که به زندگی‌ باز می‌‌شود ،

پنجره‌ای که سال‌ها ست شیشه‌هایش از نفس‌های بی‌ تاب کسی

‌در انتظار مسافری ، همراهی ، معشوقی تب نکرده است.

بگذار این بار از خودم بنویسم..

 

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]