بی بهانه ، این فقط نامهای ست تا بدانی
در تاریکی این شب میدرخشی.
این همان نامه ای ست که نمیخوانی ،
از همانها مینویسم که نمیدانی.
می نویسم تا ندانی یادم هست لب خند ات را .
ندانی یادم هست چه جادو میکرد در من آن چشم ها.
در سکوت آمدی ، انگار همیشه بوده ای.
می نویسم تا ندانی چه غوغا یی به جا گذاشتی.
این همان نامهای ست که نمیخوانی ،
می نویسم تا ندانی در تاریکی این شب میدرخشی