سلام
می دانی چه کرد این روزگار؟
درد از آنجا شروع شد که تو اشتباه نوشتی و من خط کشیدم ،
خط قرمز بر مشق شب و اشک شور من.
درد از آنجا شروع شد که من مشق نخواسته بودم ،
مشق غلط که هیچ نخواسته بودم ....
درد از آنجا شروع شد که دیگر وسوسهای به کار نبود .
درد از آن جا شروع شد که خدا تو را دور آفرید و من را هم.
درد از آن جا شروع شد که دیگر دردی نبود و عادت نداشتی .
عادت نداشتی به لب خند به آرامش به بی دردی.
عادت نداشتی به من و تو کنار هم .... درد از آنجا شروع شد