ماهنی
۱۳۸٧/۱٢/٢۸
نامه‌ها - سه

 

خواب می‌‌بینم جایی‌  آشنا ، از آن آشناهای دور راه می‌‌روم و

پاییز است. درست همین حالا که بهار را که دوست‌اش می‌‌دارم

دو قدم دارد تا من ، خواب می‌‌بینم پاییز است ، و من در جایی‌ آشنا

از آن آشناهای دور راه می‌‌روم.

خواب می‌‌بینم همان نزدیکی‌‌ها صدای پاهایت می‌‌آید،

تو را نمی‌‌بینم و صدای پاهایت از همان نزدیک می‌‌آید.

خواب می‌‌بینم عکس  ماه روی برگ‌ها می‌‌درخشد.

خواب می‌‌بینم نگران دل برگ و دل خودم هستم زیر سنگینی‌ پاهایت.

 

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]