ماهنی
۱۳۸٤/٧/٢٢
 

ماهنی ترانه بود.

من نبودم.

او ستاره بود .

من اشاره ای...

نگاهی...

من

 لمس حضور زيبايی بودم   و

ماهنی زيبايی بود.

 

                     عشق پرواز بلد بود ..

                     نمی دانستم !

                            از من اما ساده پريد .

ماهنی يک اسم نبود،

بهانه بود.

 

 



۱۳۸٤/٧/۸
 

 

او که دوستش می دارم،

شبيه تو نيست و شبيه هيچ کس نيست.

او که دوستش می دارم ،

مرد آرام،

تنگ گنگ روياهايم جا خوش کرده.

او که دوستش می دارم ،

لاله ی بلند کنار پنجره ام،

روز گرم آفتابی،

سفيدی ملحفه های هم خوابگی،

بودا ست و خورشيد است و اهوراست و

مزدا ست و

شبيه تو نيست،

شبيه هيچ کس نيست.

او که دوستش می دارم،

پروانه است،

سرگردان دشت به دشت.

لب هايش مهر و موم،

هيچ وقت نشنيدم دوستم می دارد،

لب هايش....

لب هايش

قرمز ماهی چهارپر سفره ی عيد مادرم

شبيه تو نيست و

شبيه هيچ کس نيست.

او که دوستت می دارم،

خالی هميشه ی يکی از دو صندلی خانه ام

مرا سخت ياد تو می اندازد.

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]