ماهنی
۱۳۸٤/٢/۳۱
 

 

هنوز نگاهم، تنها
بهانه گیر دیدار توست

هنوز صدایم
آواز عاشقانه ی تکرار نام توست

هنوز تویی آرامش دقیقه ام
تویی رویا و خواب شبانه ام

هنوز منم داغ نداشتن ات
منم شاعر آرامش سر بر سینه ات

هنوز خیالم تاب مویت را نوازش می کند
هنوز دلم برای دیدارت خواهش می کند

 

 



۱۳۸٤/٢/٢٥
 

ببين

تو چه ساده از من می گذری

و

من چه سخت بر جا می مانم.

 

 



۱۳۸٤/٢/۱۳
 

دفترم چرک نویس تمرین به یاد داشتن توست
باغچه هم به شوق بند آمدن
این اشک ناتمام من هزار گل داده دیروز.
دست من نیست
تو از یاد من نمی روی
تو در خاطرم سبز شدی ، ریشه کردی .

حالا دیگر صاحب این خانه ای.

سایه ی دل تنگی هایت بر تنم سنگین است
تو گمانم بلندترین قصیده ی عاشقانه ای و من
پنداری رویا و خیال تک مصرع آخر.

 



۱۳۸٤/٢/٥
 

 

 

من که يادم هست هنوز

دست هايت را لای موهايت آن روز.

من به يادم هست هنوز

نازنين لبخند شيرينت را آن روز.

من فراموشم نشد،

نامه ها و حرف ها و قصه هايت را،

من به يادم هست هنوز.

حيف که عکس ات،عکس کهنه ايست

روی ميزم کنار آن گلدان ،

تو بدان اما

من تو را ،خوب خوب

يادم هست هنوز.

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]